در مدارهای اولیه ثانویه به عاملی نیاز داریم تا لوپ های اولیه و ثانویه را از هم جدا کنند که این کار را لوله مشترک انجام میدهد. همچنین در سیکل اولیه از ایر سپراتور برای خروج هوا از مدار و نیز صافی در قسمت مکش پمپ ها استفاده می شود. این 3 وسیله و وظایفی را که انجام میدهند در یک دستگاه عرضه می شود که همان Hydraulic  separator می باشد.

هر جز یا ترکیبی از اجزا که دارای افت هد پایین است و بین دو یا چند مدار مشترک است می تواند جداساز هیدرولیکی بین آن مدارها محسوب شود. با توجه به مجله caleffi idronics#15

هیدرولیک سپراتور سرعت جریان را در محفظه کاهش می دهد که اجازه می دهد دو عملکرد دیگر یعنی خروج هوا (Air removal) و خروج کثیفی (dirt removal)  نیز صورت گیرد. در واقع  :

جداسازی هیدرولیکی

خارج کننده هوا                    3-in-1-Hydraulic separator

خارج کننده کثیفی                            (سری caleffi 548)

وظایف فوق را بدون اتصال لوله اضافی و هزینه نصب آن انجام می دهد.

Caleffi’s SEP4 سری 5495  که از سایز 1” تا 2” در دسترس است ، کاربرد چهارمی هم به موارد بالا اضافه می کند :

جداسازی هیدرولیکی

خارج کننده هوا                                        Caleffi’s SEP4

خارج کننده کثیفی

خارج کننده مغناطیسی

خارج کننده مغناطیسی ( magnetic dirt removal) بخصوص برای سیستم های قدیمی تر که حاوی مقدار زیادی از ذرات مغناطیس آهن و استیل است ، کاربرد دارد.

قراردادن تجهیزات لوله مشترک از نظر عایق بندی و هزینه پایین تر است اما بعضا پیچیدگی و مشکلاتی در نصب دارد و همچنین به air removal  و dirt removal احتیاج دارد .

این دستگاه شامل چندین جز مختلف با عملکرد مشخصی است که هرکدام از آن ها الزامات خاصی دارند که اغلب برای استفاده در مدارهای سیستم های گرمایشی و تهویه مطبوع کاربرد دارد.

  • هیدرولیک سپراتور

کاربرد آن این است که مدارهای هیدرولیکی متصل به یکدیگر را کاملا مستقل از یکدیگر نگه می دارد.

  • خارج کننده کثیفی ( Dirt remover)

جداسازی و جمع آوری هرگونه ناخالصی موجود در مدار. همراه یک اتصال شیر با لوله تخلیه

  • دریچه هوای اتوماتیک ( Automatic air vent)

برای خروج اتوماتیک هر هوای موجود در مدار. همراه با یک اتصال شیر برای اهداف تعمیر و نگهداری

  • عایق

سپراتور ها ( جداساز ها) در هر دو نوع رزوه ای و فلنجی تا سایز DN150 ، با یک پوسته عایق پیش ساخته به جهت تضمین عایق حرارتی ، برای زمانی که در هر دو سیستم گرم و سرد مورد استفاده قرار میگیرند.

عملکرد

هنگامی که یک سیستم دارای یک مدار اولیه با پمپ مختص به خود و یک مدار ثانویه با یک یا چند پمپ توزیع باشد ، شرایط کاری در سیستم ممکن است به وسیله تعامل پمپ ها ، ایجاد تغییرات غیرطبیعی در نرخ جریان و فشار مدارها رخ دهد.

هیدرولیک سپراتور یک ناحیه ای با افت فشار کم ایجاد می کند که مدار اولیه و ثانویه را قادر می سازد به یکدیگر متصل کند و از لحاظ هیدرولیکی مستقل از یکدیگر باشند . اگر افت فشار در مقطع مشترک ناچیز باشد ، جریان در یک مدار باعث ایجاد جریان در مدار دیگر نمی شود.

در این مورد نرخ جریان در مدارهای مربوطه به طور انحصاری بستگی به مشخصات نرخ جریان پمپ ها دارد  که باعث جلوگیری از اثر متقابل ایجاد شده به علت اتصال در سری ها می شود. بنابراین استفاده از وسیله با این ویژگی ها به این معنیست که جریان در مدار ثانویه تنها زمانی به گردش می افتد که پمپ مربوطه روشن باشد ، به سیستم اجازه می دهد تا بار خالص مورد نیاز آن زمان را برآورده کند.

زمانی که پمپ ثانویه خاموش است ، گردشی در مدار ثانویه وجود ندارد ، تمام نرخ جریان تولید شده توسط پمپ اولیه از طریق سپراتور بای­پس می شود.

با هیدرولیک سپراتور امکان پذیر است که یک مدار تولید با یک نرخ جریان ثابت و یک مدار توزیع با نرخ جریان متغیر داشته باشیم. این شرایط عملیاتی برای گرمایش های مدرن و سیستم تهویه مطبوع است.

سه شرایط بالانس هیدرولیکی مطابق زیر است که برای سیکل بویلر بررسی میکنیم:

حالت اول: دبی سمت بویلر برابر دبی سمت مصرف کننده

در این حالت سیستم از لحاظ جریانی بالانس است و دو جریان برروی یکدیگر اثر ندارند. مشابه شکل دماها در طرفین بدون تغییر است. یعنی دمای رفت از بویلر در سیکل اولیه با دمای رفت در سیکل ثانویه به سمت ساختمان برابر است. همچنین دمای برگشت از سیکل ثانویه با دمای برگشت به بویلر برابر خواهد بود.

 

رابطه دما ها و دبی ها به صورت زیر است:

T1=T2      Q1=Q4

T3=T4     Q2=Q3

 

 

حالت دوم: دبی سمت بویلر کمتر از دبی سمت مصرف کننده

در این حالت دبی در بخش ثانویه بزرگتر از اولیه است و مقداری از دبی برگشت در دستگاه حرکت معکوس داشته و به سیکل ثانویه باز می گردد. لذا دمای رفت در بخش ثانویه کمی از دمای رفت بویلر پایین تر خواهد بود. این حالت در سیکل چیلر مشکل ایجاد خواهد کرد و بایستی از آن اجتناب شود. همانطور که در تصویر دیده می شود ، دماهای برگشت در هر دوسیکل یکسان است.

در این حالت رابطه ی دماها و دبی ها بصورت زیر است.

T1>T2      Q1=Q4

T3=T4      Q2=Q3

 

 

 

 

 

حالت سوم: دبی سمت بویلر بیشتر از دبی سمت مصرف کننده

در این حالت دمای رفت در هر دو مدار یکسان بوده و برابر دمای خروجی از بویلر است. تنها تفاوت در دمای برگشت در لوپ اولیه است که دبی آن اندکی با دبی مدار اولیه مخلوط شده و دمای برگشت به بویلر را بالا میبرد.

T1=T2      Q1=Q4

T3<T4      Q2=Q3

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *